آشنایی با ثور در اساطیر اسکاندیناوی Thor

آشنایی با ثور در اساطیر اسکاندیناوی Thor

در اساطیر اسکاندیناوی ثور (به انگلیسی: Thor، به زبان نورس باستان Þórr) ایزدی چکش به دست و مرتبط با رعد و برق، طوفان‌ها، درختان بلوط، قدرت، حفاظت از انسان، تقدیس و باروری است. ایزد هم‌ریشه در اساطیر آلمانی و مشرکین به زبان انگلیسی باستان Þunor و در آلمانی باستان Donar از ریشه نیا آلمانی Þunraz به معنای رعد است.

در نهایت با ریشه گرفتن از دین نیاهندواروپایی، ثور خدایی است که بسیار در تاریخ ثبت شده ژرمن‌ها، از تسخیر نواحی ژرمانیا توسط رومی‌ها تا محبوبیت زیادش در عصر وایکینگ‌ها یاد شده است در طول روند مسیحی‌سازی اسکاندیناوی، نشان چکشش میولنیر پوشیده می‌شد و نام‌های شخصی مشرکین نورس شامل نام این ایزد محبوبیت بالایی داشت.

در طول زمان‌های معاصر، ثور هنوز هم در مناطق روستایی ژرمن‌نشین پذیرفته شده است. ثور اغلب در نام‌های محل‌ها، روز پنجشنبه به انگلیسی (Thursday یا همان روز ثور در انگلیسی باستان Thunresdæg به معنای روز ثونور) حضور داشت و نام‌های باقی‌مانده از زمان مشرکین شامل ثور هنوز هم استفاده می‌شود.

در اساطیر اسکاندیناوی، که بیشتر از اسناد سنتی ثبت شده در ایسلند بدست آمده است، داستان‌ها و اطلاعات بسیاری در مورد ثور وجود دارد. در این منابع ثور حداقل چهارده نام دارد. همسر الهه مو طلایی سیف، معشوقه یوتن یارنسکسا (و احتمالا والکری) ثراد است. از یارنسکسا فرزندی به نام ماگنی دارد. از مادری که نامش ثبت نشده است مودی به دنیا آمد و پدرخوانده ایزدی به نام اولر است. همان منابع ثور را به عنوان پسر اودین و استعاره‌ای از زمین یورد است. از سمت اودین، ثور برادرهای زیادی دارد. ثور دو خدمتکار به نام ثیالفی و راسکوا دارد و سوار بر گاری یا ارابه‌ای کشیده توسط دو بز تانگریسنیر وتانگنیوستر (که آنها را می‌خورد و دوباره زنده می‌شوند) جابجا می‌گردد. سه محل سکونت (بایلسکرنر، ثرادهیمر و ثرادونگر) به او نسبت داده می‌شود. ثور چکش کوه‌شکن میولنیر را به کار می‌برد و کمربند مگینگیورد و دستکش‌های یارنگریپر را می‌پوشد و مالک عصای گریداروول است. کارهای برجسته ثور شامل قتل‌عام بی‌رحمانه دشمنانش و جنگ شدید با مار غول‌پیکر یورمونگاند و همچنین مرگ هر دو طرف در طول رویدادهای راگناروک در منابع اسطوره‌شناسی نورس ثبت شده است.

ثور مایه الهام کارهای هنری زیادی است و در فرهنگ عام مدرن ارجاعات زیادی به ثور داده می‌شود. مانند دیگر ایزدان آلمانی تقدیس ثور در بت‌پرستی دوران مدرن احیا شده است.

نام

لغت نورس باستان ثور، انگلیسی قدیم ثونور، آلمانی والای قدیم دونار، ساکسون قدیم ثونار و فریزین قدیم ثونر ریشه مشترکی در شاخه زبان ژرمن‌ها دارد و از نام مردانه ثونراز در زبان نیاژرمنی به معنای رعد ریشه می‌گیرند.

نام ایزد پایه نام انگلیسی روز پنجشنبه است. با استفاده از روندی به نام تفسیر به کمک ژرمن‌ها در طول فرمانروایی امپراطوری روم، ژرمن‌ها تقویم هفتگی رومی‌ها را به کار بردند اما نام خدایان رومی را با خدایان خودشان جایگزین کردند. کلمه لاتین dies lovis به معنای روز ژوپیتر به کلمه نیاژرمنی Þonares dagaz به معنای روز ثور تبدیل شد که ریشه کلمه مدرن انگلیسی Thursday است و ریشه تمام روزهای هفته ژرمن‌ها به حساب می‌آید.

در شروع عصر وایکینگ‌ها، نام‌های شخصی شامل نام ایزدی ثور بارها ثبت شده است. پیش از عصر وایکینگ‌ها، مثالی ثبت نشده است. نام‌های بر پایه ثور در طول عصر وایکینگ‌ها بسیار استفاده شد تا در برابر مسیحی‌سازی مقاومت شود و مشابه پوشیدن گردنبند چکش ثور در طول عصر وایکینگ‌هاست.

گواه‌ها

دوران روم

اولین تاریخ‌های ثبت شده در مورد مردم ژرمن توسط رومی‌ها بوده است و در این آثار ثور اغلب اشاره می‌شود که به دلیل روندی به نام تفسیر از طریق رومی است. (در این روند اگر خصوصیاتی دیده شود که رومی‌ها تشخیص دهند در نتیجه خدای غیر رومی به عنوان ایزد رومی شناخته می‌شود.) او را یا به عنوان خدای رومی ژوپیتر (همچنین به نام جوو شناخته میشود) یا خدای یونانی-رومی هرکولس در نظر می‌گرفتند. اولین مثال واضح از این مساله در ژرمانیا اثر تاریخ‌دان رومی تاکیتوس در پایان قرن اول دیده می‌شود که در مورد مذهب سوبی (کنفدراسیون مردم ژرمن‌ها) است. او نظر می‌دهد که در میان خدایان مرکوری مورد پرستش اصلی است.

به عنوان وظیفه مذهبی باید در روزهای مشخصی انسان یا قربانی‌های دیگری اعطا شود. هرکولس و مارس با قربانی‌های حیوانی از نوع خاصی آرامی می‌شوند و همچنین اضافه می‌‌کند در بخشی از سوبی آیزس هم تقدیس می‌شود. در این حالت تاکیتوس اودین را به عنوان مرکوری، ثور را به عنوان هرکولس و تیر را به عنوان مارس در نظر می‌گیرد. هویت آیزس در سوبی مورد مناقشه است. در مورد ثور این شباهت قطعا حداقل بخشی به خاطر چکش ثور و چماق هرکولس اتفاق می‌افتاد. تاکیتوس در تاریخچه خود به تقدیس هرکولس توسط مردم ژرمن اشاره می‌کند و ثبت کرده است که چوبی در پشت رودخانه وزر (در شمال غربی آلمان) به او اختصاص دارد.

در نواحی ژرمن‌نشین امپراطوری روم، سکه‌ها و اشیا نذری از قرن دوم و سوم پس از میلاد کشف شده است که حروف لاتینی با اشاره به هرکولس دارند و احتمالا با تفسیر از طریق رومی به ثور اشاره می‌کند.

دوران پس از روم

اولین نمونه ثبت شده نام این ایزد در طول دوران مهاجرت روی تکه‌ای جواهر (استخوان نازک ساق) استخوان نوردندورف از تاریخ قرن هفتم پس از میلاد است و در باواریا یافت شد که خط الدر فوتارک شامل نام ثونار شکل جنوبی دونار اسم این ایزد است.

در زمان نسبتا معاصر، مامور مذهبی مسیحی سنت بونیفاس درختی بلوط را قطع کرد که به جوو در قرن هشتم اختصاص داشت. درخت بلوط دونار در ناحیه هس آلمان است.

در نیمه دوم قرن هشتم میلادی، اشاراتی به زبان انگلیسی قدیم در مورد شخصی به نام ثونور ثبت شده است که احتمالا نسخه انگلیسی قدیم این ایزد به شمار می‌رود. ثونور گاهی در انگلیسی قدیم برای شرح ژوپیتر به کار می‌رفت که در شعر سلیمان و زحل مورد اشاره قرار گرفته است. در این اثر رعد مانند چکشی آتشین به شیطان می‌خورد. عبارت انگلیسی قدیم ثونوراد (سوار بر رعد) احتمالا به ارابه بزکش و رعدآلود او اشاره دارد.

در دستخط قرن نهم میلادی یافت شده در ماینز آلمان به نام سوگند غسل تعمید ساکسون قدیم نام سه خدای قدیم ساکسون اودن (وودان در ساکسون قدیم)، ساکسنوت و ثونار را اشاره قرار می‌دهد تا به عنوان شیطان خوانده شوند و بت‌پرستان ژرمن آن را تکرار می‌کردند تا رسما مسیحی شوند.

افسانه سلطنتی کنتی شاید از قرن یازدهم داستانی در مورد ارباب شریر اکبرت کنت به نام ثونور است که توسط زمین در محلی به نام تپه ثونور بلعیده می‌شود گابریل تورویل پتر این کار را برای توجیه اسم محل می‌داند چون فراموش کرده بودند که ثونور نام خداست.

عصر وایکینگ‌ها

عصر وایکینگ‌ها

در قرن یازدهم میلادی تاریخ‌نویس آدام اهل برمن در اثر گستا هامابورگنسیس اکلسائی پونتیفیکوم به مجسمه ثور اشاره می‌کند که آدام قوی‌ترین در نظر می‌گیرد و در معبد آپسالا در مرکز تختی سه‌گانه (همراه با وودن و فریکو) در گاملا آپسالا واقع در سوئد قرار دارد. آدام اینطور می‌گوید که ثور به نظر آنها بر آسمان حکومت می‌کند. حاکم بر رعد و برق، بادها و طوفان‌ها، هوای خوب و باروری است و ثور همراه با چماقش به ژوپیتر شباهت دارد. آدام به جزئیاتی اشاره می‌کند که مردم آپسالا راهبانی برای هر خدا تعیین می‌کنند و قربانی‌ها توسط آنها انجام می‌شود. در مورد ثور زمانی این قربانی‌ها انجام می‌شود که خطر طاعون یا خشکسالی وجود داشته باشد. در همان اثر آدام به کشیشی انگلیسی به نام والفرد اشاره می‌کند که در سال 1030 توسط مجمع بت‌پرستان ژرمن‌ها به دلیل توهین به نماد ثور اعدام شد.

حتما بخوانید  نقد و بررسی سریال دکستر dexter براساس یک رمان جنایی

دو شی با دستخط طلسم برای احظار ثور در قرن یازدهم میلادی از انگلیس و سوئد یافت شده است. اولی طلسم کانتربری از کانتربری انگلستان است و ثور را فرا می‌خواند تا زخمی را با دور کردن یوتن درمان کند. دومی طلسم کوینبی برای محافظت با کمک ثور و چکشش است.

پس از عصر وایکینگ

در قرن دوازدهم میلادی، یک قرن پس از این که نروژ رسما مسیحی شد، ثور هنوز هم توسط مردم تقدیس می‌شد که از تکه چوبی با پیام طلسم یافت شده در دستخط‌های بریگن در برگن نروژ مشخص است. روی تکه چوب هر دوی ثور و اودین برای کمک فراخوانده شده‌اند. ثور برای دریافت خواننده و اودین برای تملک آنهاست. در همان قرن نمایش مسیحی شاه اولاف دوم نروژ در قرن یازدهم (سنت اولاف) اجزایی از خود ثور بومی دارد. اولاف دوم ریش‌قرمز و چکش به دست شده است.

ادای منظوم

در ادای منظوم که در قرن سیزدهم از منابع اصلی دوران بت‌پرستی نوشته شده است ثور در شعرهای وولوسپا، گریمنیسمال، اسکیرنیسمال، هارباردسلیود، هیمیسکویدا، لوکاسنا، ثریمسکویدا، آلویسمال و هایندلولیود حضور دارد.

در شعر وولوسپا، وولوای مرده تاریخ جهان و آینده را به اودین تغییر قیافه داده بازگو می‌کند که شامل مرگ ثور است. ثور طبق پیشگویی او با مار بزرگی در طول جنگ اسطوری‌ای عظیم راگناروک می‌جنگد و مار را می‌کشد اما بعد از آن نه قدم بر می‌دارد و در اثر سم هیولا از پا در می‌آید.

ترجمه بنجامین ثورپ

سپس پسر قدرتمند هلودین می‌آید: (پسر اودین به هیولا می‌رود تا بجنگد)

وئور میدگارد خشمگین کرم را خواهد کشت.

نه قدم پسر فیورگین خواهد رفت ماری به او تعظیم می‌کند که از دشمنی نمی‌ترسد.

تمام انسان‌ها خانه خود را رها خواهند کرد.

وولوا می‌گوید که پس از آن آسمان تیره می‌شود و آتش دنیا را در بر می‌گیرد. ستاره‌ها ناپدید خواهند شد، شعله‌ها در آسمان می‌رقصند و بخار بلند می‌شود. دنیا را آب می‌پوشاند و بعد دوباره سبز و بارور بالا می‌آید.

در شعر گریمنیسمال، اودین به شکل گریمنیر تغییر قیافه داده است. شکنجه شده، گرسنه و تشنه به آگنار جوان درباره دانش کیهان‌شناسی می‌گوید شامل این که ثور در ثرادهیمر زندگی می‌کند و هر روز از رودخانه کورمت و اورمت و دو کرلاگار می‌گذرد. گریمنیر می‌گوید که آنجا سور در درخت جهات ایگدرازیل برای قضاوت می‌نشیند.

در اسکیرنیسمال، پیام‌آور فری، اسکیرنیر گرد پری را که فری عاشقش شده است تهدید می‌کند و تهدیدات و نفرین‌های زیادی به او می‌گوید که شامل عصبانیت ثور، اودین و فری از دست اوست و این که در خطر غضب نیرومندشان است.

ثور شخصیت اصلی هارباردسلیود است. پس از سفر از شرق به خلیجی می‌رسید و با قایق‌بانی روبرو می‌شود که اسم خود را هاربارد می‌گوید (اودین تغییر قیافه داده) و تلاش می‌کند از او سواری بگیرد. قایق‌بان از خلیج کوچک بلافاصله نسبت به ثور گستاخی و تندی می‌کند و او را همراهش نمی‌برد. در ابتدا ثور جلوی خود را می‌گیرد اما هاربارد تندخوتر می‌شود و شعر تبدیل به رجزخوانی میان ثور و هاربارد می‌گردد. در همین حین اطلاعاتی در مورد آن دو گفته می‌شود. ثور چندین یوتن را در شرق و زنان شوریده را در هلسی (جزیره لاسو در دانمارک) کشته است. در نهایت ثور تصمیم می‌گیرد پیاده برود.

ثور دوباره شخصیت اصلی هیمیسکویدا می‌شود. خدایان پس از شکار آنها را می‌خوردند و نیاز به نوشیدن پیدا می‌کنند. آنها شاخه‌ها را تکان می‌دهند و تفسیر می‌کنند. تصمیم می‌گیرند که دیگ مناسب در خانه ایگیر می‌یابند. ثور به خانه ایگیر می‌رسد و او را خوشحال می‌بیند. به چشمانش نگاه می‌اندازد و می‌گوید که باید برای خدایان مهمانی راه بیاندازند. ایگیر به خدایان می‌گوید که ابتدا باید دیگ مناسبی بیاورند تا در آن آب جو آماده شود. خدایان جستجو می‌کنند اما چنین دیگی را نمی‌یابند. تیر به ثور می‌گوید که شاید راه‌حلی داشته باشد. شرق الیواگار هیمیر زندگی می‌کند و چنین کتری عمیقی دارد.

ثور بزهایش را در اگیل می‌گذارد و ثور و تیر به سرسرای هیمیر می‌روند تا دیگی به اندازه کافی بزرگ بیابند که برای همه آنها آب جو در آن درست شود. آنها به مقصد می‌رسند تیر مادربزرگ نه صد سر و مادر طلاپوشش را می‌بیند که البته مادرش با شاخ به آنها خوش‌آمد می‌گوید. پس از آن که هیمیر از هوای سرد بیرون باز می‌گردد و از دیدن ثور خوشحال نیست مادر تیر به آنها کمک می‌کند دیگی قدرتمند بیابند. ثور غذایی شامل دو گاو می‌خورد (همه یکی می‌خورند) و می‌خوابد. صبح بلند می‌شود و به هیمیر اطلاع می‌دهد که بعد از ظهر به ماهیگیری می‌روند و غذای زیادی بدست خواهد آورد اما نیاز به طعمه دارد. هیمیر به او می‌گوید که از چراگاهش طعمه بیابد که انتظار دارد زیادی برای ثور مشکل نباشد. ثور بیرون می‌رود و بهترین گاو هیمیر را می‌یابد و سرش را قطع می‌کند.

پس از جایی خالی در دستخط شعر، هیمیسکویدا ناگهان دوباره درباره ثور و هیمیر در قایق وسط دریا می‌نویسد. هیمیر چند وال را همزمان میگیرد و ثور چوب ماهیگیری خود را به سر گاو وصل می‌کند. ثور چوب را می‌اندازد و مار عظیم یورمونگاند آن را گاز می‌گیرد. ثور مار را بالا می‌کشد و به شدت با چکش خود به سر او ضربه می‌زند. یورمونگاند جیغ می‌کشد و هیاهویی زیر آب شنیده می‌شود پیش از آنکه جای خالی دیگری در شعر پیدا شود.

بعد از این جای خالی هیمیر در قایق ناراحت و کاملا ساکت در قایق نشسته است و به ساحل برمیگردند. در ساحل هیمیر به ثور پیشنهاد می‌کند تا به کمکش یکی از وال‌ها را به مزرعه ببرند. ثور قایق و وال‌ها را بر می‌دارد و همه را به مزرعه می‌برد. پس از آن که ثور با موفقیت به پیشنهاد مادر تیر جامی کریستالی به سر هیمیر پرت می‌کند ثور و تیر دیگ را بر می‌دارند. تیر نمی‌تواند آن را بلند کند اما ثور آن را روی زمین می‌چرخاند و از آنجا می‌روند. وقتی کمی از خانه هیمیر فاصله می‌گیرند ارتشی از موجودات چند سر به رهبری هیمیر به آنها حمله می‌کنند اما توسط چکش ثور کشته می‌شود. با وجود آن که یکی از بزهایش لنگ می‌زند آن دو دیگ را بر می‌گردانند و از آن به بعد کلی آب جو برای خوردن داشتند و هر زمستان پیش اگیر می‌روند.

در شعر لوکاسنا، نیمه‌خدا لوکی با عصبانیت در سرسرای ایگیر با خدایان بحث می‌کند. ثور در این رویداد حضور ندارد چرا که برای منظور نامشخصی به شرق رفته است. در انتهای شعر بحث به سمت سیف همسر ثور بر می‌گردد که لوکی ادعا می‌کند با او رابطه داشته است. خدمتکار فری، بیلا دخالت می‌کند و می‌گوید چون تمام کوه‌ها می‌لرزد احتمالا ثور در راه بازگشت به خانه است. بیلا اضافه می‌کند که ثور بحث را خاتمه می‌دهد و این حرف باعث توهین‌هایی از سمت لوکی می‌شود.

پس از آن که ثور می‌رسید به لوکی می‌گوید که ساکت شود وگرنه سرش را با کمک چکش می‌کند. لوکی از ثور می‌پرسد چرا عصبانی است و اینگونه نظر می‌دهد که ثور هنگام خورده شدن اودین توسط فنریر گرگ (اشاره به اتفاقات پیشبینی شده راگناروک) اینقدر پرجرات نیست. ثور دوباره به او می‌گوید که ساکت شود و تهدید می‌کند که او را به آسمان می‌اندازد و هرگز دوباره دیده نخواهد شد. لوکی می‌گوید که ثور نباید در مورد زمان سپری شده خود در شرق لاف بزند چون یک بار در انگشت شست دستکشی وحشت‌زده چمباتمه زده بود (داستانی در مورد حقه جادوی آتگارد-لوکی که در کتاب ادای منثور گیلفاگینینگ اشاره شده است) البته اشاره می‌کند که اصلا این کار برازنده او نبود. ثور دوباره تهدید می‌کند که تمام استخوان‌های بدن لوکی را بشکند. لوکی پاسخ می‌دهد که تصمیم دارد مدتی زندگی کند و با ارجاعی به برخوردشان با آتگارد لوکی به او توهین می‌کند. ثور برای چهارمین بار از او می‌خواهد که ساکت بماند وگرنه او را به هل می‌فرستند. در تهدید آخر ثور لوکی تسلیم می‌شود و نظر می‌دهد که تنها به خاطر ثور است که می‌رود و فقط او می‌داند ثور چگونه عمل می‌کند. پس از آن شعر ادامه می‌یابد.

حتما بخوانید  Walking Dead کمی عمیقتر - تحلیل سریال

در شعر خنده‌دار هیمیسکویدا، ثور دوباره نقش مرکزی دارد. در شعر ثور بیدار می‌‌شود و چکش قدرتمندش میولنیر ناپدید شده است. ثور به لوکی می‌گوید که کسی نمی‌داند چکش دزدیده شده است. آن دو به محل زندگی فریا می‌روند تا میولنیر را بیابند. ثور از او می‌پرسد آیا امکان دارد شنل پردار را قرض بگیرد یا نه. فریا موافقت می‌کند و می‌گوید حتی اگر جنس آن از نقره یا طلا بود آن را قرض می‌داد و لوکی با آن شنل پرواز می‌کند.

در یوتن‌هایم، ثریم یوتن روی ارابه نشسته است و قلاده طلایی بر سگ‌های ماده‌اش می‌گذارد و یال اسبانش را کوتاه می‌کند. ثریم لوکی‌ را می‌بیند و می‌پرسد چه‌چیزی در میان ایسیر و الف‌ها گم شده است. چرا لوکی در یوتن‌هایم تنهاست؟ لوکی پاسخ می‌دهد که خبر بدی هم برای الف‌ها و هم ایسیر دارد. چکش ثور میولنیر گم شده است. ثریم می‌گوید که میولنیر را هشت لیگ زیر زمین مخفی کرده است و تنها در صورتی بیرون می‌آورد که فریا همسرش شود. لوکی از یوتن‌هایم به دربار خدایان پرواز می‌کند.

ثور از لوکی می‌پرسد که آیا موفق بوده است یا نه و لوکی باید وقتی هنوز در هواست همه چیز را بگوید چرا که مردان وقتی می‌نشینند جزئیات را فراموش می‌کنند و اگر دراز بکشند دروغ می‌گویند. لوکی اعتراف می‌کند که تلاشی سخت و همچنین موفقیت بوده است چرا که متوجه شد ثریم چکش را دارد اما تنها زمانی برگردانده می‌شود که فریا همسر ثریم شود. آنها پیش فریا بر می‌گردند و به او می‌گویند که روبند عروسی به سر بگذارد تا به یوتن‌هایم ببرند. فریا عصبانی تمام سرسراهای ایسیر را به لرزه در می‌آورد و گردن‌بندش بریزینگامان مشهور می‌افتد. فریا این درخواست را رد می‌کند.

در نتیجه ایزدان و الهه‌ها با یکدیگر ملاقات می‌کنند و در ثینگ به بحث می‌نشینند. هیمدال پیشنهاد می‌دهد که به جای فریا ثور باید به عنوان عروس لباسی کاملا جواهرنشان پوشانده شود. لباس باید تا زانو باشد و گردنبند بریزینگامان را به گردن بیاندازد. ثور این نظر را رد می‌کند اما لوکی می‌گوید که این کار تنها راه بازگرداندن میولنیر است. لوکی اشاره می‌کند که بدون میولنیر یوتن‌ها قادر به تسخیر آسگارد هستند. خدایان ثور را به عنوان عروس لباس می‌پوشانند و لوکی می‌گوید که همراه ثور به عنوان ملازمش به یوتن‌هایم می‌رود.

در ارابه بزکش ثور با تغییر قیافه به یوتن‌هایم می‌رسند. ثریم به یوتن‌های سرسرایش دستور می‌دهد تا حصیر روی نیم‌کت‌ها بیاندازند چرا که فریا به عنوان همسرش رسیده است. ثریم تمام حیوانات و اشیا ارزشمندش را یادآوری می‌کند و می‌گوید که تنها فریا را در ثروتش کم داشت.

زودهنگام در عصر لوکی و ثور تغییرقیافه داده با ثریم و یوتن‌های جمع شده ملاقات می‌کنند. ثور حیواناتی کامل و سه بشکه شهداب می‌خورد. ثریم این رفتار را با توجه به دیدگاهش درباره فریا عجیب می‌دارند و لوکی که پیش ثریم نشسته به عنوان خدمتکاری بسیار زرنگ بهانه می‌آورد که فریا هشت روز به دلیل اشتیاقش چیزی نخورده است. ثریم روبند فریا را بالا می‌برد تا او را ببوسد. چشمانی ترسناک به او خیره شده‌اند و انگار شعله‌ور هستند. لوکی می‌گوید که فریا به خاطر اشتیاقش هشت روز نخوابیده است.

خواهر بیچاره‌ یوتن‌ها ظاهر می‌شود و هدیه عروسی را از فریا می‌خواهد و میولنیر را می‌آورند تا عروس را تقدیس کنند و در بغلش می‌گذارند. آن دو به دست الهه وار به همسری هم در می‌آیند. ثور در ذهنش از دیدن چکش می‌خندد و آن را می‌گیرد و به ثریم حمله می‌کند. تمام یوتن‌ها شکست می‌خورند و خواهر بزرگترشان کشته می‌شود و ثور چکش خود را پس می‌گیرد.

در شعر آلویسمال، وقتی ثور میفهمد که دورفی به نام آلویس قصد دارد با دخترش (بی‌نام احتمالا ثراد) ازدواج کند به او کلک می‌زند و نابودش می‌کند. هنگامی که شعر آغاز می‌شود ثور با دورفی ملاقات می‌کند که قصد ازدواج دارد. دورف از نظر ثور منزجرکننده است. آشکارا دختر ثور عروس مورد نظر به شمار می‌رود. ثور نظر می‌دهد که قرار ازدواج بدون حضور او بین خدایان تصمیم گرفته شده است و دورف باید رضایتش را جلب کند. ثور می‌گوید برای این کار آلویس باید هر چه در مورد دنیاهای ملاقات شده توسط دورف می‌خواهد به او بگوید. در سوال و جوابی طولانی دورف دقیقا همین کار را می‌کند. خصوصیات طبیعی را به زبان نژادهای مختلف به زبان می‌آورد و اطلاعات زیادی ارائه می‌دهد.

اما سوال و جواب نقشه‌ای توسط ثور است با این که می‌گوید کسی با دانشی بیشتر از دورف ندیده است. ثور آنقدر تاخیر ایجاد می‌کند تا خورشید او را سنگ کند. «حالا روز بر تو می‌تابد دورف، حالا خورشید بر سرسرا می‌تابد.»

در شعر هیندلولیود، فریا به زنی یوتن به نام هیندلا پیشنهاد می‌کند تا برای ثور قربانی کند تا محافظت شود و می‌گوید که ثور اهمیت زیادی به زنان یوتن نمی‌دهد.

ادای منثور، هیمسکرینگلا و حماسه‌ها

در مقدمه ادای منثور، اسنوری استارلوسون ثور را به عنوان شاهزاده تروی در نظر می‌گیرد که پسر شاه ممنون از تروانا دختر پریام است. ثور که ترور هم شناخته می‌شود با پیشگویی به نام سیبیل (شبیه سیف) ازدواج می‌کند. او توسط فرماندهی به نام لوریکوس در تریس بزرگ می‌شود و بعدها عنوان پادشاه تریس را می‌یابد. او مویی روشن‌تر از طلا داشته و به اندازه کافی قدرتمند بوده است تا ده پوست خرس را بلند کند.

نام ایسیر به عنوان مردی از آسیا و آسگارد به عنوان شهر آسیایی (تروی) توضیح داده می‌شود. به طور جایگزین تروی در تیرکلند (ترکیه و آسیای صغیر) قرار می‌گیرد و ایژیالند اسکایثیا است که ثور شهری به نام آسگارد بنا گذاشت. اودین از نوادگان ثور با فاصله دوازده نسل است که به آلمان، دانمارک، سوئد و نروژ سفر کرد.
در ادای منثور، ثور در هر چهار کتاب مقدمه، گیلفاگینینگ، اسکالدکاپارمال و هاتاتال ذکر می‌شود.

در هیمیسکویدا که در قرن سیزدهم توسط اسنوری استارلسون نوشته شده است ثور یا مجسمه‌های ثور در حماسه اینگلینگا، حماسه هاکونار در گودا، حماسه اولاف در تریگواسونار و حماسه اولاف در هلگا مورد اشاره قرار گرفته‌اند. در حماسه اینگلینگا فصل پنجم منبع تاریخی خدایان ارائه شده است. ثور در آن به عنوان گوتی (کشیش مشرک) در محل اسطوره‌ای ثرادونگر زندگی می‌کند که توسط اودین (به عنوان رئیس قبیله‌ای اهل شرق با جادویی قدرتمند توصیف می‌شود) در محل فعلی سوئد به او داده شده است. حماسله اسامی زیادی را ذکر می‌کند که در آن زمان استفاده می‌شدند و از ثور مشتق می‌شوند.

فولکلور مدرن

داستان‌هایی درباره ثور یا تحت تاثیر سنت‌های بومی در زمان معاصر هم به خصوص در اسکاندیناوی استفاده می‌شود. محقق یاکوب گریم در قرن نوزدهم عباراتی را نوشته است در زبان‌های آلمانی درباره این خدا باقی مانده‌اند مانند ثورزوارم نروژی (گرمای ثور) برای رعد و برق و گادگوبن آفار سوئدی (دوست قدیمی سواری می‌کند) همچنین توردون ( غرش ثور یا رعد ثور) وقتی صاعقه می‌زند. به نظر گریم گاهی اسکاندیناوی‌ها دوست ندارند اسم واقعی خدا را ببرند یا می‌خواستند بیشتر به ویژگی پدرانه‌اش اشاره کنند.

حتما بخوانید  خانه جدید و گران‌قیمت آنجلینا جولی - تصاویر

ثور به عنوان شخصی ریش‌قرمز نمایش داده می‌شود که در شعر دانمارکی که او را به عنوان ثور مد سیت لانگ اسکاگ (ثور با ریش بلند) می‌خواند و فحش فریز شمالی دیس روادهیرت دونر رگیر! (بذار رعد ریش قرمز به این مساله رسیدگی کنه!)

باور بومی اسکاندیناوی که رعد ترول‌ها و یوتن‌ها را در فراری می‌دهد در تعداد زیادی از داستان‌های اسکاندیناوی هستند و شاید تاثیری باقی‌مانده از نقش ثور در جنگ با چنین موجوداتی باشد. نبود ترول یا اتین در اسکاندیناوی مدرن به دلیل دقت و بهینگی صاعقه‌ها توضیح داده می‌شود.

آثار باستان‌شناسی

احضار توسط سنگ‌های جادویی و تصویری

روی چهار (یا شاید پنج) سنگ جادویی، نیایش ثور به این صورت است «شاید ثور تقدیس کند (این حروف جادویی/این یادبود)!» نیایش سه بار در دانمارک و یک بار در واسترگوتلند سوئد ظاهر می‌شود. پنجمین بار احتمالا در روی حرف جادویی یافت شده در سودرمنلند، سوئد باشد اما در مورد نحوه خواندن آن بحث وجود دارد. نمایش تصویری چکش ثور روی پنج حرف جادویی یافت شده در دانمارک و واسترگاتلند و سودرمنلند سوئد وجود دارد.

سه سنگ ثور را نشان می‌دهد که برای یورمونگاند ماهیگیری می‌کند. سنگ هوردوم در ثای، دانمارک، حرف جادویی آلتونا در آلتونا، سوئد، یکی از سنگ‌های تصویری آردر (سنگ هفتم) از گاتلند، سوئد و گاسفورث کراس در گاسفورث انگلیسی.

آویز چکش و مجسمه ایررلند

آویزهایی با شکل مشخص نمایانگر چکش ثور (میولنیر در منابع نورس) اغلب در دفینه‌های اسکاندیناویایی عصر وایکینگ بدست آمده است. چکش‌ها به عنوان نماد ایمان مشرکان نورس در مخالفت با آویز‌های صلیب مسیحی‌سازی پوشیده می‌شد. آهنگری‌هایی برای ساخت چکش ثور و صلیب‌های مسیحی یافت شده است و در حداقل یکی از آن‌ها ترکیبی از هر دو دیده می‌شود. مجسمه ایررلند از جنس آلیاژ مس یافت شده در نزدیکی آکوریری، ایسلند از قرن یازدهم ثور را نشان می‌دهد که نشسته است و چکشش را به دست دارد.

سواستیکا

نماد سواستیکا نمایشگر چکش یا رعد ثور است. محقق هیلدا الیس دیویدسون در مورد استفاده سواستیکا به عنوان نماد ثور اینگونه نظر می‌دهد:

«نماد محافظ چکش توسط زنان پوشیده می‌شده است که از یافت شدن آن‌ها در قبر زنان متوجه شده‌ایم. توسط جنگجویان هم به عنوان نوعی سواستیکا استفاده می‌شود … در ابتدا به آتش یا نور ارتباط داشته است و به چرخ خورشید پیوند دارد. شاید به دلیل ارتباط ثور با رعد به جای چکش استفاده شده است و روی سنگ‌های یادبود اسکاندیناوی کنار نوشته‌هایی در مورد ثور دیده می‌شود. وقتی دسته شمشیر و کمربند جنگجویی را یافتیم فرض این که جنگجو خود را تحت حفاظ خدای رعد می‌گذاشته است تایید شد.»

سواستیکا در اشیا آلمانی مختلف از دوران مهاجرت تا عصر وایکینگ‌ها دیده می‌شود مانند وارلوز فیبولا قرن سوم از زیلند، دانمارک، سرنیزه گوتیک از برست-لیتووسک، بلاروس، برکتیت‌های دوران مهاجرت. کوزه‌های خاکستر از اوایل آنگلوساکسون‌های انگلیس، شمشیر سابو قرن هشتم از سوگن در نروژ و سنگ اسنولدلو قرن نهم از رامسو در دانمارک.

اشتقاق و وجه تسمیه

محل‌های زیادی در اسکاندیناوی نام نورس باستان ثور را دارد. تشخیص این محل‌ها به عنوان مکان‌هایی با اهمیت از نظر مذهبی پیچیدگی‌هایی به همراه دارد که به خاطر استفاده معمول نام شخصی ثور است. اهمیت فرقه‌ای در محل‌هایی قطعا قابل اتکا است که کلمه -وه(اشاره به اهمیت وه نوعی معبد آلمانی مشرکان.)، -هوف (ساختاری برای کاربردهای مذهبی)، و –لوندر (بیشه مقدس) در آن وجود دارد. نام محل ثورزلاندر به کرات در دانمارک (و در زیست‌گاه‌های نورس موجود در ایرلند مانند کویل تومیر) اشاره شده است ثورزهوف اغلب در نروژ جنوبی دیده می‌شود. تورسو (جزیره ثور) در ساحل غربی سوئد قرار دارد. ثور در سرزمین‌های شمالی هم زیاد وجود دارد.

در نام محلهای انگلیسی، ثونور (برخلاف شکل نورس باستان که بعدا در دینلو معرفی شد) اثر کمی به جا گذشته است. مثال‌ها شامل ثاندرزلی از ثونورز هلو و ثوزتیبل (انگلیسی باستان ستون ثونور) هستند. اف ام استنتون آشکارا در ساکسون و جوتیش قرار داشته است و در نواحی آنگل‌ها دیده نمی‌شود.

در محل فعلی آلمان نام‌هایی مبتنی بر ثور به صورت پراکنده وجود دارد اما نام دونرزبرگ (آلمانی کوه دونر) از اسم ایزد دونر مشتق می‌شود که شکل آلمان جنوبی نام خدا است.

در اواخر قرن نوزدهم نوعی خاص روباه به نام هولتاثور (بیشه ثور) شناخته می‌شد که احتمالا به خاطر خز قرمز گونه است. در سوئد قرن نوزدهم سنگ‌های شبیه گوه صاف در زمین به نام ثورویگار (گوه ثور)یافت شد که به باور مردم محلی توسط ثور به سمت ترول‌ها انداخته می‌شد. به طور مشابه شهاب‌سنگ یادواره‌هایی برای ثور به شمار می‌رفتند که به خاطر وزنشان بود. در جزیره سوئدی گاتلند نوعی سوسک پرنده نام ثور را دارد: ثورباگه. وقتی سوسک به پشت افتاده است و کسی آن را بر می‌گرداند لطف ثور را به دست آورده است. در نواحی دیگر سوئد نام سوسک هنگام مسیحی‌سازی شیطانی شده است که حشره به نام ثورددجفوول یا ثوردیفول (هر دو به معنی شیطان ثور) خوانده می‌شود.

ریشه، نظریه‌ها و تفسیرها

ثور شباهت نزدیکی به ایزدهای هندواروپایی دیگر مرتبط با رعد دارد: تارانیس از سلت، پرکوناس از بالتیک، پرون از اسلاو و به خصوص ایندرا در میان هندوها که موی قرمز و سلاح رعدش واجرا شباهت زیاد دارد. محققان کشتن وریترا را به نبرد ثور با یورمونگاند ارتباط داده‌اند. در گذشته ثور را مرتبط با خدای آسمان بومی یا وارداتی در عصر وایکینگ‌ها به اسکاندیناوی می‌دانستند. این شباهت‌های هندواروپایی امروزه به عنوان منبع اصلی نیاهنداروپایی دانسته می‌شود.

در نظریه سه کاربردی جورج دومزیل از مذهب هندو اروپایی، ثور نمایانگر کاربرد دوم قدرت است. دومزیل اشاره می‌کند که در اثر جابجایی ارتشی هدایت نمی‌کند. بیشتر کاربردهای ایندرا به اودین منتقل شده است. محققین زیادی به ارتباط ثور با باروری در فولکلور معاصر اشاره کرده‌اند که نمایش او به عنوان سامی هورا گالس (ثور مرد خوب) است. از نظر دومزیل این مساله حفظ اثرات جانبی نبردهای اتمسفری خدا است. باران‌های بارورکننده. بقیه به ارتباط نزدیک ثور با انسانیت اشاره داشته‌اند. محقق هیلدا الیس دیویدسون اینطور خلاصه می‌کند:

«فرقه ثور به سکونت و مالکیت انسان و همچنین سلامت خانواده و جامعه اشاره دارد. شامل باروری مزارع است و ثور با این که اغلب به عنوان خدای رعد در اسطوره‌ها به نمایش در آمده است به باروری و حفظ فصل‌ها هم ارتباط دارد. در زمانه خود ما، تبرهای سنگی کوچکی از از گذشته دور به عنوان نماد باروری استفاده می‌شود و در سوراخ‌هایی داخل زمین قرار می‌دادند تا اولین دانه بهار را بگیرند. ازدواج ثور با سیف مو طلایی که در اسطوره چیزهای کمی درباره آن وجود دارد خاطره نماد باستانی ازدواج ایزدان آسمان و زمین است. وقتی همراه با رعد به زمین می‌آید و طوفان باران به همراه می‌آورد و زمین بارور می‌شود. به این صورت ثور و همچنین اودین ادامه فرقه خدای آسمان در عصر برنز است.

تاثیرهای معاصر

در سال 1962 نویسنده کتاب کمیک آمریکایی استن لی و برادرش لاری لیبر همراه با جک کیربی ابر قهرمان کمیک‌های مارول ثور را به وجود آوردند که بر اساس ایزدی با همین نام بود. هنرپیشه استرالیایی کریس همسورث در فیلم استودیوی مارول ثور (2011)، انتقام‌جویان (2012)، ثور: دنیای تاریک (2013) و انتقام‌جویان: عصر آلترون (2015) و فیلم اخیر ثور: راگناروک (2017) بازی می‌کند.

منبع: dreamrise

بررسی فیلم و سریال