///جملات زیبا و طنز جدید برای عاشقان دلنوشته ها

جملات زیبا و طنز جدید برای عاشقان دلنوشته ها

جمله هایی زیبا از ویلیام شکسپیر:
-ای جسارت! دوست من باش.
-دوستی,نعمت گرانبهایی است,خوشبختی را دوبرابر می کند و به بدبختی تخفیف می دهد.
-از بزرگی نترس,برخی بزرگ زاده می شوند, برخی بزرگی را به دست می اورند,و برخی بزرگی را به دامانشان می اندازند.
-صورت شما کتابی است که مردم می توانند از ان نکته هایی عجیب بخوانند.
-اگر واژگان نایاب شوند,به ندرت بیهوده مصرف می شوند.
– با خنده وشادی بگذار چین و چروک های پیری از راه برسند.
-چقدر بدبخت انان که شکیبایی ندارند,مگر ان است که زخم ذره ذره التیام می یابد.

————————————————————

دخترک ﯾﮏ ﺷﺐ ﺭﻭ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺎﻩ ﮔﻔﺖ : ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻦ ﯾﮏ ﮔﻞ
ﺭﺯ ﺭﺍ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﺍﺵ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺧﺸﮏ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ، ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﺍﺵ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯿﺸﻢ ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ…!
.
.
.
ﻣﺎﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: خفه بابا من الان تو فكر اينم كه چند روز ديگه عيد فطره و همه ميخوان منو ببينن و من موندم چی بپوشم??

————————————————————

نگه کن دلم را چه زیبا گرفته
غروبی که در قلب صحرا گرفته

نگه کن چه زیبا چه وحشی چه تنها
نگاهت درون دلم جا گرفته

سکوتم چو ساحل ،سراسر هیاهو
غروبی ز امواج دریا گرفته

میان هجوم غزلهای وحشی
دل تو دلم را به یغما گرفته

وجودم ،سراسر، غزل از غم تو
غزل هم ز بود تو معنا گرفته

غروب دلم را ندیدی که بی تو
چه زیبا،چه زیبا،چه زیبا،گرفت

———————————————————

عشقم امروز رفتم همون جایه همیشگی ولی جلوتر نتونستم برم
از دور دیدم دو نفر نشستن رو جایه همیشگی ما
دست تو دست
چشم تو چشم
صحنه دلخراشی بود مثل بمب خاطرات منو از پای در اوردن
تصمیم گرفتم رو نیمکت همیشگیمان
متنی بنویسم:
سلام
با عشق واقعی اینجا بشینید چون خاطرات شیرین زیادی اینجا دفن شده
هرگز هم دیگر رو تنها نزارید
شاید روزی گذرتان به اینجا بیفتد…

<رضا داداشی>

——————————————————-

یک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد.
او پرسید چه کسی این بیست دلار را می خواهد؟

دست ها بالا رفت.او گفت:من این بیست دلار را به یکی از شما می دهم
اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم.
او اسکناسها را مچاله کرد و پرسید چه کسی هنوز این ها را می خواهد؟
باز هم دست ها بالا بودند.او جواب داد خوب. اگر این کار را کنم چه؟
او پول ها را روی زمین انداخت و با کفشهایش آنها را لگد کرد
بعد آنها را برداشت و گفت:
مچاله و کثیف هستند حالا چه کسی آنها را می خواهد؟
بازهم دستها بالا بودند

دوستان من همه ی شما درس بسیار ارزشمندی را یاد گرفتید.
هیچ اهمیتی ندارد که من با پولها چه کردم شما هنوز هم آن را می خواستید
چون ارزشش کم نشد و هنوز هم بیست دلار می ارزید.
اوقات زیادی ما در زندگی رها می شویم، مچاله می شویم
و با تصمیم هایی که می گیریم و حوادثی که به سراغ ما می آیند آلوده می شویم .
ما فکر می کنیم که بی ارزش هستیم.
اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد.
شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید.
شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار ارزشمند هستید.

ارزش ما در این جمله است ما که هستیم؟

هیچ وقت فراموش نکنید که شما استثنایی هستید

ثبت ديدگاه