//شناخت همسر بیشعور

شناخت همسر بیشعور

شناخت همسر بیشعور

منبع کتاب بیشعوری

نگارنده: م جعفری

ماری جین(همسر یک بیشعور) می گوید: وقتی فهمیدم عشق از زندگی مان بیرون رفته که دیگر سیگارش را در هنگام بوسیدن من از لب بر نمیداشت.

شاید هیچ چیز در زندگی از این تکان دهنده تر نباشد که یک روز از خواب برخیزیم و دریابیم که که یک آدم بیشعور توی رختخواب مان است!. بعضی آدم ها این حقیقت تلخ را در همان شب اول عروسی شان می فهمند، دیگران تا سال ها بعد نمی فهمند. مدت زمان فهمیدن این واقعیت (اگر چنین چیزی روی دهد) اهمیت زیادی ندارد، آنچه که مهم است درک معنایی است که زندگی با یک همسر بیشعور متضمن آن است.

روش هایی که برای سر و کار داشتن با همکار یا دوست بیشعور به کار می رود برای همسر بیشعور کاربرد ندارد. پس چه کار هایی می توان کرد؟ زیاد نیست:

. طلاق: این کار چندان پیشنهاد نمی شود، زیرا فقط یک کار است که از زندگی مشترک با آدم بیشعور عذاب آورتر است و آن جدا شدن از اوست. اگر از بند و بساط دادگاه جان سالم به در ببرید و مخارج این کار کمرتان را نشکند، همسر قبلیتان در باقی عمرتان همیشه شما را تعقیب خواهد کرد و زیر نظر خواهد داشت تا مطمئن شود از کاری که کرده اید پشیمان هستیتد. البته احتمال اینکه تمام عمرتان را در پشیمانی به سر ببرید بسیار بالاست، چرا که هر کس یک بار در زندگی دل به بیشعوری ببندد، حق دارد که تا آخر عمرش انگشت ندامت به دندان بگزد.

. فرار به یک کشور خارجی با نام مستعار. این راه بهتر است، اما به خاطر مواردی که در گزینه طلاق مطرح شد، زیاد عملی نیست. مگر این که با زرنگی بتوانید قبل از خروج از کشور، وانمود کنید که مرده اید.

. خودمشی با احتیاط. به اندازه ی گزینه دوم جالب نیست، اما از گزینه اول مفیدتر است. اشکال این روش، برگشت ناپذیر بودن آن است.

. آدمکشی با احتیاط. اخلاق پزشکی اجازه نمیدهد این روش یا روش قبلی را توصیه کنم: با این حال یک وقت هایی واقعا چاره ای جز این کارها نیست. اگر به کمک احتیاج دارید، دوست خوبی دارم به نام گیدو…

. یادگرفتن زندگی مشترک با آدم بیشعور. این گزینه را بررسی می کنیم. تنها راه حل همین است و البته این کار ممکن نیست مگر اینکه چند نکته را در ذهن داشته باشید:

1- قبول کنید که نمی توانید به زندگی تیده آل دست یابید: شاید دفعه بعد. هرچه زودتر انتظارهایتان از زندگی زناشویی را پایین بیاورید، به نفع خودتان است. این کار به ویژه کمک می کندتا از یاد آوری این مطلب افسرده کننده که فقط شما بودید که این بیشعور را به همسری انتخاب کردید، خلاص شوید.

2- اگر هنوز افسرده هستید، انتظالر ها را باز هم پایین تر بیاورید. آن قدر پایین بیاورید که حتی از ازدواج با یک آدم بیشعور خوشحال هم باشد. به چیزهای خوبی فکر کنید که می توانستید طور دیگری باشند. مثلا به این نکته مثبت بیشعوری همسرتان فکر کنید که می توانید با اشاره کردن به او بچه هاتان را از بیشعور بودن برحذر دارید!

3- یاد بگیرید که به خاطر وراجی کردن یا برج زهرمار بودن او جوش نزنید و برای سرکوب کردن کامل احساسات و کمبود محبت خودتان، خودخوری نکنید. برای اینکه به طور کامل بی رگ بشوید لازم نیست حتما به الکل معتاد شوید. فقط یاد بگیرید که بیخیال باشید. اگر به این درجه از بیخیالی برسید حتی می توانید با چاقو دست تان را ببرید بدون آنکه درد زیادی حس کنید.

4- جایگزین ها را با احتیاط آزمایش کنید. از میان کسانی که آن ها هم همسران بیشعور دارند دوستانی انتخاب کنید. به این ترتیب همدردانی پیدا می کنید که می توانید با آن ها درد و دل کنید و کمبود های عاطفی و غیر عاطفی را جبران کنید دوست من گیدو در بخش و غیره هم فعال است و می تواند با سرویس های عالی هر آنچه را که بخواهید برایتان فراهم کند!

5- تا آنجا که ممکن است با همسرتان مهربان باشید و مدارا کنید. این کار باعث کاهش قابل ملاحظه اصطکاک ها و آسیب هایی که تا کنون داشته اید می شود. مثلا وقتی که از سر کار به خانه می آید، اولین کلماتی که به همسرتان می گویید این باشد: ((معذرت می خواهم. به خاطر هر چیزی که به خاطرش ناراحتی، معذرت می خواهم)) این نوع عذر خواهی های عمومی، باد او را می خواباند و از ناراحیت بیشتر خودتان پیشگیری می کند.

6- اگر همسرتان به گونه ای است که خوشی ها را تحمل نمی کند و اصرار به دعوا و مرافعه دارد، در این صورت با یک بیشعور معمولی ازدواج نکرده اید، بلکه با یک بیشعور تمام عیار ازدواج کرده اید. در چنین موقعیتی راه حل آن است که به او کمک کنید تا راه هایی برای تخلیه مازاد خشم و عصابانیت خود پیدا کند. تشویقش کنید که به کلاس های آموزش جنگ چریکی و دفاع شخصی برود. خودتان هم حتما کاراته یاد بگیرید.

آیا مشاوره های خانواده مفید خواهد بود؟ یقینا بله .

ثبت ديدگاه