///طلاق آری ازدواج خیر! دگردیسی خانواده ایرانی و راهکارهایی برای آینده

طلاق آری ازدواج خیر! دگردیسی خانواده ایرانی و راهکارهایی برای آینده

باز هم آمارها نشان می‌دهند که نرخ ازدواج به تناسب جمعیت کشور افزایش پیدا نکرده است؛ با وجود افزایش تعداد جوانان در سنین ازدواج که سال 95 رقمی حدود 11.5 میلیون نفر را شامل می شد، براساس آخرین آمار در یازده ماهه سال گذشته، 660 هزار و 803 واقعه ازدواج در کشور ثبت شده و در حقیقت میزان ازدواج در کشور نسبت به سال 94، 3.5 درصد کاهش یافته است؛ البته آمار سال 95 بدون احتساب میزان ازدواج های ثبت‌شده در اسفند ماه است.

در همین حال آمار طلاق در سال 95، هنوز به‌صورت جمع ‌بندی‌شده اعلام نشده است، اما براساس آمارهای منتشر شده از سوی ثبت احوال تا پایان بهمن‌ماه سال گذشته، 165 هزار و 981 مورد طلاق به وقوع پیوسته که همچنان تهران و خراسان رضوی در صدر این آمار قرار دارند و این رقم نسبت به میزان کل طلاق در سال 94 یعنی 163 هزار و 765 مورد، درصد ناچیزی افزایش را نشان می‌دهد.

خانواده در ایران از سابقه تاریخی بسیاری برخوردار است و اگر روند تاریخی جامعه شناختی ایران را مورد بررسی قرار دهیم، پی خواهیم برد که ذاتا مردم ایران علاقه مند به تشکیل خانواده و پس از آن، حفظ بنیان خانواده هستند، اما با کاهش نرخ ازدواج و افزایش طلاق می توان دریافت که خانواده ها در حال دست و پنجه نرم کردن با بسیاری از مشکلات هستند که صدای برخی از این مشکلات در سطح جامعه به گوش می رسد و برخی دیگر در داخل خود نهاد خانواده به فغان تبدیل شده است؛ یکی از مهم ترین مسایلی که امروز در خانواده های ایرانی تبدیل به معضل شده مواردی چون طلاق، کاهش نرخ ازدواج، پیدایش روابط خارج از نهاد خانواده، اختلاف نسلی، عدم انطباق پذیری با محیط پیرامونی، ظهور پدیده هایی چون ازدواج سفید، هم باشی یا هم خانگی و شاید مهم تر از همه مسایل اقتصادی است.

طلاق

از زمانی که آژیر پر سر و صدای طلاق در کشور ما به صدا درآمد بسیاری به اظهار نظر پرداختند و راهکارهای خود را ارایه دادند اما نه تنها این آمار کاهش نداشته بلکه روند افزایشی نیز پیدا کرده است، در بیان دلایل افزایش طلاق نیز عوامل مختلفی بیان شده است از جمله؛ بی مسوولیتی زوجین، تغییر و تحول در سطح توقعات دو طرف و در نهایت انتخاب نادرست و غیر اصولی؛ اما به هر دلیلی که این اتفاق در خانواده ها رخ می دهد پیامدهای طلاق غیر قابل تغییر نیست و نمی توان از آسیب های آن کاست، طلاق قطعا و در هر شرایطی، آثار و پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی، روانی، قانونی و والدینی بر مردان و زنان مطلقه و فرزندان طلاق دارد و همچنین کاهش فرزندآوری را به همراه خواهد داشت.

کاهش علاقمندی جوانان به ازدواج

براساس آمار نرخ ازدواج روندی کاهشی دارد، در کاهش روند ازدواج، در وهله اول بسیاری، نبود امکانات مالی را علت اصلی ازدواج نکردن جوانان می دانند، اما شواهد عینی نشان می دهد که حتی دختر یا پسر یا در سطح کلان، خانواده ای که از نظر مالی در شرایط مناسبی قرار دارند هم رغبت و علاقه ای به ازدواج ندارند، بسیاری از کارشناسان هنوز دلایل علمی برای این مساله نیافتند، اما در اظهارنظر های شخصی، عده ای، دلیل بی رغبتی جوانان به ازدواج را باورها و نگرش های فرد به آن مساله می دانند، بسیاری از دخترها و پسرها ازدواج را مانعی برای آزادی های خود می دانند و تصور می کنند که با ازدواج بار سنگینی از مسوولیت را باید بر دوش بکشند، به همین دلیل سعی می کنند از زیر بار مسوولیت شانه خالی کنند و به زندگی به خیال خود، بدون دغدغه، همراه با تفریحات ادامه دهند.

پیدایش روابط خارج از نهاد خانواده

روابط خارج از نهاد خانواده ارتباط با فردی غیر از همسر است و هر نوع پنهان کاری از همسر درباره روابط خارج از ازدواج، نوعی بی وفایی تلقی می‌شود و آسیب های عاطفی و روانی بسیاری را به همراه دارد؛ در پژوهش ها، مهمترین دلایل اقدام به خیانت را، مشکلات عاطفی، نارضایتی عاطفی و جنسی، داشتن اختلالات و مشکلات روانشناختی، ازدواج‌های اجباری، انتقام گرفتن، هیجان خواهی، علل اقتصادی، کنجکاوی و اعتماد به نفس پایین و خودانگاره منفی نسبت به خود ذکر کرده‌اند. همچنین نتایج پژوهش ها حاکی از آن است که پس از افشاء خیانت همسر، خانواده ها با مسائلی نظیر بحران زناشویی، تضعیف عملکردی در نقش های والدینی، و مشکلات شغلی رو به رو می شوند، از دیگر پیامدهای خیانت همسر می‌توان به مسائلی نظیر ضرب و شتم، قتل همسر و اقدام به خودکشی نیز اشاره کرد. در حال حاضر برخی از کارشناسان روابط خارج از نهاد خانواده را زنگ خطری برای آینده جامعه ایران می دانند و آن را یکی از دلایل عمده‌ طلاق و از هم پاشیدن ازدواج عنوان می کنند؛ چون این معضل به صورت پنهانی در جامعه ما وجود دارد، در این زمینه آمار دقیقی نداریم، اما افزایش آمار مراجعان درگیر با بی وفایی زناشویی به دادگاه های خانواده و مراکز مشاوره و افزایش شمار قتل های خانوادگی و ناموسی به این دلیل، نشان دهنده وجود این واقعیت تلخ است.

اختلاف نسلی

در تقسیم بندی فعلی، خانواده متشکل از جوانان، میان سالان و پیران است؛ فرهنگ ها، معیارها و مکاتب جدید وارد حوزه فکری و اندیشه ای جوانان می شوند و با فرهنگ حاکم بر ذهنیت والدین تفاوت دارند این مسئله باعث تنش هایی بین والدین و جوانان می شود این در حالی است که اساس پایداری خانواده تعامل و هماهنگی بین افکار اعضای خانواده یعنی والدین و فرزندان است. وقتی فرهنگ ها و آن باورها با یکدیگر سازگاری داشته باشند آن خانواده در کنار یکدیگر باقی می مانند و آن همدلی و همفکری باعث پایداری آن خانواده می شود. ولی برعکس اگر اختلاف و تضاد و تباین فرهنگ بین اعضای خانواده شدید بشود باعث ناپایداری آن خانوادها می شود. برای اینکه اعضا و ارکان آن خانواده با هم همفکری ندارند وقتی فکرها با یکدیگر هماهنگ نباشد رفتارها نیز با یکدیگر هماهنگ نمی شوند و این مسئله به معنی از هم پاشیدگی خانواده هاست.

عدم انطباق پذیری با محیط پیرامونی

خانواده در فرایند تغییر به طور طبیعی و براساس امکانات و ظرفیت ها می تواند خود و شرایط را انطباق پذیر کند این در حالی است که امروزه خانواده دچار عدم انطباق با محیط پیرامونی و افراد آن دچار کمبود مهارت و توانایی های زندگی شده اند، از جمله این مهارت ها شامل مهارت های جنسی، گفتاری، اجتماعی و ارتباطی است که در خانواده ها وجود ندارد.

در گذشته پدران و مادران این مهارت ها را با آموزش به نسل جدید انتقال می دادند، اما امروز به دلیل همان شکاف نسلی و نتایج حاصل از آن، جوانان در معرض آموزش قرار نمی گیرند و از سوی دیگر خانواده هم از سوی نهادها مربوط در معرض آموزش و یادگیری نیست تا مهارت حل این معضل را کسب کند؛ در نتیجه جوانان با توجه به اینکه مهارت های زندگی را کسب نکردند در برابر کمترین آسیبی جا می زنند و همین مساله بزرگترین آسیب اجتماعی یعنی طلاق را به وجود آورده است.

ظهور پدیده های ازدواج سفید، هم خانگی یا هم باشی

پدیده های ازدواج سفید، هم خانگی یا هم باشی به همزیستی های مشترک بدون ازدواج اشاره دارد، زندگی زناشویی بدون ازدواج رسمی که بیشتر جنبه عاطفی دارد و نه قانونی؛ در زمان ظهور این پدیده اظهارنظرهای بسیاری صورت گرفت و به خطرات و آسیب های ناشی از این نوع رابطه ها اشاره شد، اما جالب است که برخی از کارشناسان بیان کردند که پدیده نوظهور خانواده سفید بیشتر برای سامان اجتماعی است تا فروپاشی؛ با ظهور ازدواج سفید، خانواده سنتی ناخواسته با یک چالش اساسی روبه رو شده است و حیاتش به سرو سامان دادن خانواده سفید است و برای تبدیل این چالش به یک فرصت نیازمند سیاستگذاری فرهنگی و اجتماعی هستیم.

اقتصاد

بخش مهمى از مشکلات خانوادگى به مسائل اقتصادى باز مى گردد. در جامعه امروز ایران، زن و مرد برای تامین نیازهای خود مجبور هستند دوشا دوش هم در بیرون از خانه کار کنند، این امر نه تنها موجب شده که حقوق و تکالیف زن و مرد نسبت به هم دچار تغییر و تحول شود بلکه توان زندگی با نشاط را از خانواده گرفته است، زوجین پس از گذراندن روز کاری خسته کننده، توان حتی صحبت با یکدیگر را ندارند، این دمل چرکین جایی سر باز می کند که زوجین وقتی به عقب نگاه می کنند می بینند که پس از گذراندن روزهایی پر از مشغله کاری و ذهنی هنوز با مشکلات اقتصادی روبه رو هستند؛ فقر و بیکاری، به ویژه مرد را تحت فشار قرار مى دهد و عاملى براى تعارض ها به شمار مى رود؛ مرد اگر توان برآوردن خواسته هاى روزافزون اعضای خانواده را نداشته باشد، با تندى به آنها واکنش نشان مى دهد و زمینه رفتارهاى ناسازگارانه را فراهم مى کند، و یا حالت تسلیم و درماندگى را پذیرفته، سررشته را از کف مى دهد و در هر صورت، نظام خانواده با مشکلات و اختلافات جدى روبه رو خواهد شد. از سوى دیگر، تجمل طلبى و غوطه ورشدن در مواهب مادی و احساس بى نیازى مستانه نیز به رفتارهاى برترى طلبانه و ناسازگارى مى انجامد. به همه این دلایل بسیاری از کارشناسان یکی از عوامل مهم و اصلی فروپاشی خانواده را مشکلات اقتصادی می دانند و نشانه آن را افزایش میزان طلاق عنوان می کنند و مدام تاکید دارند که باید برنامه ریزی و سیاست گذاری در این زمینه صورت بگیرد؛ نگاهی به آمار رسمی ازدواج و طلاق در ایران طی سال های 84 تا 91 که از سوی سازمان ثبت احوال ایران منتشر شده نشان می دهد که این سال ها بی رونق ترین سال های ازدواج در ایران رقم خورده است؛ متاسفانه رییس جمهور دولت نهم و دهم با شعارهای غیر واقع بینانه و صد البته با عملکرد و سیاستگذاری اشتباهی که در 8 سال ریاست جمهوری خود داشت، مشکلات خانواده به خصوص در زمینه اقتصاد را چندین برابر کرد و موجب افزایش آمار طلاق و کاهش نرخ ازدواج شد، قول های احمدی نژاد، پیش از اینکه مردم به او رأی اعتماد دهند، بویی از تحولی اساسی و آینده ای روشن به خصوص در اقتصاد می داد، اما این قول های شعارگونه فقط قلتکی بود، برای هموار کردن مسیر رسیدنش به ریاست جمهوری. براساس نظر بسیاری از کارشناسان اقتصاد، رییس دولت نهم و دهم در دوران ریاست جمهوری خود برنامه ها و سیاستگذاری های اشتباهی در زمینه اقتصاد داشت، اشتباهاتی که هنوز هم به طور کامل تصحیح نشده است.

راهکارهایی برای آینده

با وجود تمام تغییر و تحولاتی که به طور طبیعی در خانواده ایرانی در حال رخ دادن است، و از سوی دیگر خانواده ایران با مشکلاتی عدیده ای مواجه است، واقعا در چنین شرایطی چه آینده ای در انتظار خانواده ایرانی خواهد بود و بهترین راهکار برای حفظ و تحکیم بنیان خانواده ه ها چیست؟

با جمع بندی آنچه امروز داریم می توانیم آینده را پیش بینی کنیم:

* برای مردم ایران زندگی مهم شده است، ارزش های جدید از ارزش های گذشته برای او مهم تر شده است از جمله توجه به خود؛ به همین دلیل است که طبق یاقته های پژوهشی 80 درصد مردم ایران خصوصاً در نسل دوم و سوم به فرزند کمتر فکر می کنند، این جامعه ای است که در گذشته فرزند بیشتر را دلیل شادی و تداوم زندگی خود و اطرافیان می دانست.

* در خانواده امروز ایران، طلاق ساده شده و صبر و تحمل زوجین کاهش پیدا کرده است، زن و مرد دلیلی برای اصلاح و برطرف کردن مشکلات به وجود آمده میان خود و خانواده نمی بینند و اولین راه حلی که به ذهن می رسد، جدایی است.

* اهمیت ازدواج در حال کاهش است در حالی که در گذشته ازدواج از اصول اصلی و مهم خانواده ها تلقی می شد و ازدواج نکردن دختر یا پسر حتی در تصورها نمی گنجید، سهولت در روابط جنسی خارج از خانواده و برابر جنسیتی از شواهدی هستند که همه و همه نشانه تغییر و تحول در نظام خانواده است.

* تغییرات نسل ها در آینده تاثیرات خود را پیش از پیش نمایان خواهد کرد، در خانواده امروز ایرانی این میان سالان هستند که غصه پیران را می خورند و از جوانان مراقبت می کنند، 20 سال دیگر که میان سالان پیر شدند، جوانان از آنان حمایت و نگهداری نمی کنند، آنها تجربه هایی پیدا کردند اما نسلی هستند که می خواهند از زندگی لذت ببرند، این نسل از پیران مراقبت نخواهند کرد و نسبت به آنها تعهدی نخواهد داشت، همچنین نسبت به نسل بعدی هم تعهدی نخواهد داشت چون اساسا میلی به فرزند آوری ندارند.

براساس نظر بسیاری از کارشناسان آینده خانواده ایرانی با چالش های پیشین و چالش های جدید روبه رو است که باید برای آن فکری اساسی شود، آنان معتقدند که باید بیش از آنکه به جوانان و پیران برسیم، نسل میان سال ایران را سامان دهیم تا دوران گذر از میان سالی به کهن سالی آنها به سهولت انجام شود و در این میان گفتمان اخلاقی و اجتماعی جنبه تعارضی پیدا نکند. با این مولفه باید تاکید کنیم که اگر مدیریت نسل میانی اتفاق نیفتد ما در آینده ای نزدیک از چالش ها به بحران می رسیم

منبع: شفقنا زندگی

اخبار اجتماعی

ثبت ديدگاه